مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
95
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
اينها منابعى اصلى هستند كه مىدانيم اين خطبه را نقل كردهاند . با وجود اين ، بر فرض اين كه امام عليه السلام اين خطبه را تنها ميان يارانش خوانده باشد ، باز هم خروج حضرت از مكه پنهانى نبوده است . زيرا شمار كسانى كه هنگام حضور حضرت در مكه پيرامونش بودند فراوان بودند . برخى جوياى دنيا بودند و برخى جوياى آخرت . اين جمع در منزلگاههاى ميان راه عراق ، يكى پس از ديگرى غربال شد و تنها آن گروه برگزيدهاى كه در طَفّ در پيشگاه آن حضرت به شهادت رسيد باقى ماند . اين بسيار بعيد است كه حركت كاروان حسينى از مكه به سوى عراق پنهانى بوده باشد ؛ و حال آن كه پيرامونيان امام در آن هنگام ، آميزهاى از مردمى با مقاصد گوناگون بود . وانگهى آيا مىتوان تصور كرد كه حركت كاروان حسينى - كه در مكّه به نسبت بزرگ بود و اينك كوچك شده بود - البته از نظر تعداد - با همهء لوازمى كه حركت چنين كاروانى از مقدمات و آمادگىها به همراه دارد - از ديد جاسوسان حكومتى كه كوچك و بزرگ حركتهاى امام را زير نظر داشتند ، پوشيده بماند ؟ يكى از پژوهشگران كه اعتقادى خلاف شيخ سماوى دارد مىگويد : « هنگامى كه امام عليه السلام آهنگ ترك مكّه و رفتن به سوى عراق را كرد ، فرمود تا براى آن خطبه تاريخىاش مردم را گرد آوردند . گروه بسيارى از حاجيان و ساكنان مكه در مسجد الحرام پيرامون حضرت گرد آمدند . امام عليه السلام ميان آنها به خطابه ايستاد و در آغاز خطبهاش چنين فرمود . . . » ؛ « 1 » و آن گاه همه آن خطبه را نقل مىكند . ديگر از دلايل پنهانى نبودن خروج امام حسين از مكه اين است كه والى وقت مكه ، عمرو بن سعيد بن عاص ، به رئيس شرطهء فرمان داد كه كاروان حسينى را هنگام خروج مورد تعرض قرار دهد . تاريخ در اين باره مىگويد : « هنگامى كه حسين عليه السلام از مكه بيرون آمد ، رئيس شرطهء عمرو بن سعيد بن عاص ، امير مكه ، در رأس گروهى سرباز ، آن حضرت را مورد تعرض قرار داد ؛ و گفت : امير به تو فرمان بازگشت مىدهد . خود باز گرد
--> ( 1 ) - حياة الامام الحسين بن على ، ج 3 ، ص 47 .